خودمهارگری یا کنترل خویشتن در قلمرو روان شناسی
506 بازدید
تاریخ ارائه : 1/6/2013 11:48:00 AM
موضوع: روانشناسی

اندیشه تعارض بین تکانه و خودمهارگری در بسیاری از گزارش‌های تاریخی قابل ردیابی است؛ برای مثال این مطلب در بحث‌های اولیه فیلسوفان یونانی تحت عنوان «هوای نفس» در مقابل «عقل» نمود یافته است.
در روان‌شناسی نوین، نظریات «فروید»‌ تحت عنوان «بن، من و فرامن»، نظرات«ویلیام جیمز» تحت عنوان انواع «سلف»، دیدگاه «بندورا» تحت عنوان «خودنظم بخشی»، را می‌توان آغازگر مبحث خودمهارگری دانست.
با این حال، در دهه‌های اخیر علاقه مجددی به بررسی موضوع خودمهارگری در قلمرو روان شناسی دیده می‌شود. از جمله می‌توان به نظریه «کارور» و «شی‌یر» در زمینه حلقه‌های پسخوراندی خودنظم جویی، و نظریه نیرومندی خود «بامیستر» و همکاران اشاره کرد.
خودمهارگری در قلمروهای شخصیت «مباحث سلف»، روان‌شناسی اجتماعی«همنوایی گروهی، مقایسه اجتماعی و...»، روان‌شناسی بالینی و مرضی«اختلالاتی همچون مهار تکانه جنسی و خوردن»، روان‌درمانگری«درمان های مبتنی بر خودنظارتگری و خودمشاهده‌گری»، و روان‌شناسی دین«خودنظم جویی معنوی، تحلیل فضیلت و رذیلت)» نمود یافته است.
در واقع، «خودمهارگری»، نیرویی است که به افراد اجازه می‌دهد تا به منظور همنوایی با قواعد اخلاقی وحقوق اجتماعی؛ رفتار خویش را تغییر بدهند. این نیرو ریشه بنیادی موضوع «قدرت اراده» بوده؛ و افراد را قادر می‌سازد تا با غلبه بر تکانه‌ها و تنظیم منطقی هیجانات، آن‌ها را به شیوه‌های پیچیده و انعطاف پذیر تصمیم گیری و رفتار، مجهز می‌کند.
پژوهشگران، اهمیت خودمهارگری را از دو جنبه نظری و کاربردی مورد بررسی قرار داده‌اند. از نگاه نظری، خودمهارگری جایگاه ویژه‌ای در مباحث سلف(Self) در روان شناسی شخصیت داشته و کلیدی برای فهم بسیاری از جنبه‌های متفاوت کارکردهای روان شناختی به شمار می‌آید.
به نظر پژوهشگران تکامل خودمهارگری می‌رود تا از طریق شرکت دادن برخی از توانایی‌های محوری افراد؛ جزو یکی از خصیصه های تعیین کننده تکامل آدمی گردد.
و از نگاه کاربردی؛ خودمهارگری تقریباً در حل اکثر مشکلات فردی و اجتماعی در چهار حوزه رفتار، هیجان، تکانه، و فکر نقش مؤثری ایفا می‌کند.خودمهارگری نامناسب و ناقص باعث مشکلات رفتاری و مهار تکانه‌ای از جمله پرخوری، سوء مصرف مواد، جنایت و خشونت، افراط در هزینه‌ها، رفتار تکانه‌ای جنسی، و به تعویق انداختن کارها گشته ونیز با مشکلات هیجانی که عموماَ مستلزم شکست در اجتناب یا اصلاح عواطف ناخواسته است؛ مرتبط است. و طبق تحقیقات، افراد با خودمهارگری بالا در مقایسه با افراد با خودمهارگری پایین از سطح بالاتری از پیشرفت تحصیلی، سازگاری روان‌شناختی، سلامت روان، پیوستگی خانوادگی و سطح دینداری برخوردارند.